تبلیغات
ACAIAKARAHARA

ثــا بــت

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . جمعه 3 مهر 1394 12:46 ب.ظ  •   

سلام
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟
من:اری ام-ERI KIRIHARA
سن نمیگمشرمنده

خب بگذریم و بریم

سراغ قوانین کوچیک

وبلاگ من:

1:کپی باذکر منبع ازاده درغیره این صورت میری قاطی مرغا 


2:فحش و بی ادبی ادب خانوادتون رونمایان میکنه.....

3:دادن کامنت اجباریه وگرنه کوفتت شود

4:بازدیدا بالا باشه چون حر روزه خدا اپ می کنم تو وبلاگ

5:نظره تکراری ندین حمش جزیکیش حذف خواحد شد

6:تبادل لینک موافق ام ولی لوگون....

7:چقدر قانون می خوای؟


  حالا که شرایط لازم رو داری

خوش اومدی

تولد وبلاگ:31شهریور

ا خــبـا ر : وبلاگ راه اندازی شد
ب نویسنده نیاز داریم

اینم شناسنامه ی بنده:







آخرین ویرایش: جمعه 22 اردیبهشت 1396 09:09 ب.ظ

محض اطلاع زندم

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . دوشنبه 8 خرداد 1396 10:25 ب.ظ  •   


[]
سلام اومدم بگم من زنده ام....
واینکه ایام امتحانات غم اخرتون باشِ
خب طبق حرروز بازدید و کامنت دادن یادتون نره
واز اریکا و زینب و الینامتشکرم ک میان و
بازدید میکنن از وبلاگ و کامنت میدن
عاشقتونم عزیزای منن...
بای تابد...


آخرین ویرایش: دوشنبه 8 خرداد 1396 10:32 ب.ظ

یکی کمک کنه...

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 11:36 ق.ظ  •   





درحده تیم ملی حوصلم سر رفته تیری خیدا
یه کاری کنیدT.T.....





آخرین ویرایش: پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 11:38 ق.ظ

بدبختی فجیح

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 04:43 ب.ظ  •   





سلام خل و چلای من:|
خوبید دیگه؟:|من ک اصلا:|
چرا؟:|اخه کدومتون اگ مثل من فردا امتحان میان ترم قران-
کوئیز کل فصلای ریاضی ک حمین امروز گفت
 فردا داریم:| و بدتراز اینا فردا امتحان ترم زبان داشته باشی
و تازه امروز زنگ اخر گفته باشن ایا خوبین؟:|
اره دیگ من ک عمرا ریاضی بخونم:|
فکرم نکنم وقت کنم ک بخوام بخونم:||
خب دیگ بای:|





آخرین ویرایش: سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 06:00 ب.ظ

ایاتو و استاد:|

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 02:55 ب.ظ  •   

 
   
http://uupload.ir/files/xk16_205_025.png

http://uupload.ir/files/xk16_205_025.png

خب سلام این خاطره که درتاریخ:96/2/24توکلاس
افتاده رو ک میگم خیلی باحاله پیشنهاد میدم بخونید

خب من این عکسی که اینجا گذاشتم به صورت
رنگی و شفاف روی پوشمه از اول سال:|
اقا امروز زنگ دوم تک زنگ:مطـالعات و علوم داشتیم
حیچی دیگ گروه اومد کنفرانس و منم داشتم گوش میکردم
یکمی که گذشت دبیرمون بلند شد راه بره.....اقا این پوشم دقیقا از
طرفی که عکسه روش بود روزمین جلوی راه دبیربود:|
دبیر داشت میرسید به میز ما زمان قدم زدن که عکسرو دید
اقا اومد دم پوشه یه یه دیقه ای با تعجب خاصی
 به عکس نگاه کرد.وقتی داشت برمیگشت بره چشم از روی
عکس برنمی داشت و اخر رفت:|
حالا حی قدم میزد و میرسید به ما نگاه میکرد میرفت:|
ینی من و نگار داشتیم از خنده می مردیم
بد سه میز ردیف ما و سه میز ردیف کنار ما [پنجره]
زدن زیر خنده به خاطره این:|
مثل خودم:|بد دبیرمونم شروع به خندیدن کرد:||
من ک میگم اوتاکو کردمش رفت شما چی میگید؟:|
داشت


آخرین ویرایش: یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 03:53 ب.ظ

خاطره....

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . شنبه 23 اردیبهشت 1396 01:21 ب.ظ  •   





فکر کنم اولین باره دارم اینجا خاطره می نویسم....
خب ازکجا شروع کنم؟
یادم اومد...
امروز96/2/23که ماه اردیبهشت و روز شنبه ی خودمونه
تولد بهترین و صمیمی ترین دوستم ملیکا بود....
ما قبل از این روز قرار گذاشته بودیم تو کلاس برای ملیکا
یک تولد خودمونی و دوستانه بگیریم...
حیچی دیگ....
رفتم مدرسه و پریا اومد و گفت:برای ملیکا چی خریدی؟
ناگهان موحای تنم مورمور شد و گفتم:مگه فردا نباید میاوردیم پری؟
گفت:نه بابا امروز بود دیونه...مگ نگار بت نگفت شنبه؟
حرصی میگم:اون....گفت یکشنبه بیارم
حیچی دیگ رفتیم صف بستیم و رفتیم تو کلاس....
زنگ تفریح ک خورد طبق نقشه دنیا ملیکارو برداشت و از کلاس برد بیرون توحیاط تا سرگرمش
بکنه و ما وسایل تولد رو اماده کنیم....
کیک تولد عبارنتد از:3عدد کیک دوقلوی شکولاتی و یه کیک تکیه پره شوکولات
اینارو از جلدش دراوردیم و گذاشتیم رو میز.....
ریحانه ام چوب چوب اورده بود گرفتیم رو کیک گذاشتیم ب عنوان شمه تولد
فرو کردیم تو کیک:|
بد من و نگار مثل جت رفتیم طرف راه پله و داخل حیاط رفتیم....
باکلی دلهره که ملیکا نبینه رفتیم طرف بوفه و 6تا ابمیوه گرفتیم
2تاش پرتقال بود بقیه ابمیوه یه رنگ دیگه بود.....
سه تا من سه تا اون با بدختی گرفتیم و رفتیم طرف دروازه راحرو:|
از شانس گوه ما ملیکا و دنیا و پریسا جلوی ما دراومدن....
نگار ندیده بود من گفتم:حوی نگار رات و کج کن از اون ور بخشه 9ما بریم:|ملیکا
و پریا و دنیا اونجان حیچی دیگه با کلی خدا خدا ک ندیده باشه
راه رو کج کردیم رفتیم راه پله9ما:|
بازم از گوه شانسی ملیکا روبروی ما داشت با دنیا حرف میزد:|
پری مارو دید با اونیکی پری اومدن جلوی ما و الکی بحث کردن و مارفتیم با بدختی داخل:|
رفتیم تو و به شکل قلب روی میز ملیکا ابمیوه رو دور کیک تولد چیدیم:|
بدحدایای گران بهارا کناره اونا قرار دادیم:|
بد مهسای پایه ی ما رفت و منم رفتم دنبال مهسا کهب ریم بیاریمش مهسا به دنیا گفت و رفت داخل بد که داشتن ملیکارو میاوردن جستی کردم و رفتم از پشت چشمای ملیکا رو گرفتم:|
اقا با این وضعیت اوردیم تو کلاس کل کلاس شروع کرد به گفتن:تتولد تولد تولدت مبارک:|
حیچی دیگه دم میز دستم رو از روی چشای ملیکا برداشتم اونقدر ذوق کرد نزدیک بود بمیره:|
شده بودیم 10نفر خواستار ابمیوه:|
حیچی دیگ من و ملیکا یک ابمیوه ی مشترک خوردیم با یه کیک مشترک
پریا و دنیام مشترک خودن....
بقیه تکی خوردن با کیک....وقتی خوردیم دیدیم دبیرا نیمدن....
به نوازندگان عزیزه کلاس گفتیم بزن بگیریم برقصیم:|||
حیچی دیگه شروع کرد زدن و حمه ی کلاس شروع به خوندن کردن:
بامن میرقصی[شروع به دست زدن کردیم]وقتی می رقصی من ازت خوشم میاد به دلم نشستی
حالا من اول رفتم وسط و شروع به رقصیدن کردم بد یکی یکی اومدن وسط نصف کلاس داشتن می رقصیدن:|
یه 20 دیقه رقصیدیم رفتیم سره جای خود تمرگیدیم:|
رو تخته من نوشته بودم تولدت مبارک:|
دبیر اومد دید گفت:چون تولد گرفتین من امتحان نمیگیرم:|
یک ذوق کردیم:|

کامنت یادتون نره



آخرین ویرایش: شنبه 23 اردیبهشت 1396 01:59 ب.ظ

اخبار وبلاگ

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . جمعه 22 اردیبهشت 1396 04:19 ب.ظ  •   






حمونطوری ک توی عکس مشخصه بخش pages رو داخل منو پیدا کنید
و وقتی پیدا کردید از دکمه حای موجود در اون بخش دیدن کنید
اریگاتو و سایونارا دوستای عزیزم


آخرین ویرایش: جمعه 22 اردیبهشت 1396 04:31 ب.ظ

از کاترین جان بابت نظربارون کردن وبلاگم متشکرم

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 06:16 ب.ظ  •   


کاترین جون خیلی لطف کردی
منم برات یه تقدیمی میذارم
این دوتا ویدیو تقدیم به تو عزیزم

[]

این اولی

[]
اینم از دومی

کامنت یادتون نره


آخرین ویرایش: جمعه 22 اردیبهشت 1396 02:04 ب.ظ

تریلرفصل ششم swerd art online

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 03:18 ب.ظ  •   

lol lupineبه شخصه عاشق این انیمه بیدمlol lupine
mac book lupineپیشنهاد میدم حتما نگاه کنیدmac book lupine
اینم تریلر:
[]

bulbar smileyنظریادتون نره ما به حمایت شما نیاز داریمbulbar smiley


آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 03:43 ب.ظ

بازگشتی دوباره و شروعی دوباره تقریبا ازصفر

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 07:56 ب.ظ  •   





خب از عنوان مشخصه دیگه راستکی قراره وبلاگ و جاروبرقی بکشم و دوباره راه اندازی کنم
ولی کمی حمایت نیاز دارم کمکم میکنید؟
کافیه وبلاگم رو تبلیغ کنید تا بقیم از راه اندازی مجدد این وبلاگ باخبر شن اریگاتو دوستای عزیزم


آخرین ویرایش: سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 08:26 ب.ظ

یا ابولفضل

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . شنبه 9 اردیبهشت 1396 05:19 ب.ظ  •   

 
واقعا از اینکه تواین مدت ک وبلاگ نبودم نظردادید و بازدید کردین متشکرمامیدوارم بتونم با فعالیتام جبران کنم

[
]


آخرین ویرایش: شنبه 9 اردیبهشت 1396 05:26 ب.ظ

دانلود آهنگ love yourself از جاستین

نویسنده : AnnA Crosszeria یکشنبه 12 دی 1395 10:03 ب.ظ  •   

متن و ترجمه ی آهنگ:[Verse 1]
For all the times that you rain on my parade
برای اون موقع هایی که تو خودنمایی میکردی
And all the clubs you get in using my name
و همه کلاب هایی که میرفتی از اسم من استفاده میکردی
You think you broke my heart, oh girl for goodness sake
تو فکر میکنی که قلب من رو شکستی اوه دختر تروخدا
You think I’m crying, oh my oh, well no I ain’t
تو فکر کردی که من گریه میکنم اوه خدای من بدون که نه گریه نمیکنم
[Pre-Chorus]
And I didn’t wanna write a song cause I didn’t want anyone thinking I still care
و من نمیخواستم که یک آهنگ برات بنویستم چون نمیخواستم کسی بفهمه که من هنوزم بهت اهمیت میدم
I don’t but, you still hit my phone up
من اهمیت نمیدم ولی تو هنوز هم جواب زنگ هایی که میزنم رو نمیدی
And baby I be movin’ on and I think you should be somethin
و عزیزم من به راه خودم ادامه میدم و فکر میکنم که تو هم باید یک کاری کنی
I don’t wanna hold back, maybe you should know that
من نمیخوام جلوت رو بگیرم شاید تو باید بدونی که
My mama don’t like you and she likes everyone
مامان من تورو دوست نداشت ولی اون همرو دوست داشت
And I never like to admit that I was wrong
و من هیچ موقع نمیخوام قبول کنم که اشتباه کرده بودم
And I’ve been so caught up in my job, didn’t see what’s going on
و من خیلی گرفتار کارهام بودم ندیدم که چه اتفاقی افتاد
And now I know, I’m better sleeping on my own
و حالا میدونم بهتره که تنهایی بخوابم
[Chorus]
Cause if you like the way you look that much
چون اگه دوست داری به همه چی خیلی گیر بدی
Oh baby you should go and love yourself
اوه عزیزم بهتره بری و خودت رو دوست داشته باشی
And if you think that I’m still holdin’ on to somethin
و اگه هنوز هم فک میکنی که کار هایی میکنم که خوشت نمیاد
You should go and love yourself
پس باید بری و خودت رو دوست داشته باشی
[Verse 2]
But when you told me that you hated my friends
ولی وقتی که تو به من گفتی که تو از همه دوست های من متنفری
The only problem was with you and not them
مشکل فقط از تو بود نه اونا
And every time you told my opinion was wrong
و همیشه میگفتی که نظر من اشتباهه
And tried to make me forget where I came from
و سعی کردم فراموش کنم که از کجا اومدم
[Pre-Chorus]
And I didn’t wanna write a song cause I didn’t want anyone thinking I still care
و من نمیخواستم که یک آهنگ برات بنویستم چون نمیخواستم کسی بفهمه که من هنوزم بهت اهمیت میدم
I don’t but, you still hit my phone up
من اهمیت نمیدم ولی تو هنوز هم جواب زنگ هایی که میزنم رو نمیدی
And baby I be movin’ on and I think you should be somethin
و عزیزم من به راه خودم ادامه میدم و فکر میکنم که تو هم باید یک کاری کنی
I don’t wanna hold back, maybe you should know that
من نمیخوام جلوت رو بگیرم شاید تو باید بدونی که
My mama don’t like you and she likes everyone
مامان من تورو دوست نداشت ولی اون همرو دوست داشت
And I never like to admit that I was wrong
و من هیچ موقع نمیخوام قبول کنم که اشتباه کرده بودم
And I’ve been so caught up in my job, didn’t see what’s going on
و من خیلی گرفتار کارهام بودم ندیدم که چه اتفاقی افتاد
And now I know, I’m better sleeping on my own
و حالا میدونم بهتره من تنهایی بخوابم
[Chorus]
Cause if you like the way you look that much
چون اگه دوست داری به همه چی خیلی گیر بدی
Oh baby you should go and love yourself
اوه عزیزم بهتره بری و خودت رو دوست داشته باشی
And if you think that I’m still holdin’ on to somethin
و اگه هنوز هم فک میکنی که کار هایی میکنم که خوشت نمیاد
You should go and love yourself
پس باید بری و خودت رو دوست داشته باشی
[Bridge]
For all the times you made me feel small
برای همه اون موقع هایی که باعث شدی من احساس کوچک بودن بکنم
I fell in love, now I fear nothin’ at all
من عاشق شده بودم حالا از هیچ چیز ترس ندارم
I never felt so low when I was vulnerable
من وقتی آسیب پذیر بودم هیچ موقع احساس پوچی نکردم.
 ?Was I a fool to let you break down my walls
 آیا من یک کدن بودم که گذاشتم دیوار های منو بشکونی؟
[Chorus]
Cause if you like the way you look that much
چون اگه دوست داری به همه چی خیلی گیر بدی
Oh baby you should go and love yourself
اوه عزیزم بهتره بری و خودت رو دوست داشته باشی
And if you think that I’m still holdin’ on to somethin
و اگه هنوز هم فک میکنی که کار هایی میکنم که خوشت نمیاد
You should go and love yourself
پس باید بری و خودت رو دوست داشته باشی
Cause if you like the way you look that much
چون اگه دوست داری به همه چی خیلی گیر بدی
Oh baby you should go and love yourself
اوه عزیزم بهتره بری و خودت رو دوست داشته باشی
And if you think that I’m still holdin’ on to somethin
و اگه هنوز هم فک میکنی که کار هایی میکنم که خوشت نمیاد
You should go and love yourself
پس باید بری و خودت رو دوست داشته باشی



آخرین ویرایش: یکشنبه 12 دی 1395 10:08 ب.ظ

رقص

نویسنده : AnnA Crosszeria یکشنبه 12 دی 1395 09:50 ب.ظ  •   

[]


آخرین ویرایش: یکشنبه 12 دی 1395 09:51 ب.ظ

زندم0.0

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . یکشنبه 12 دی 1395 08:57 ب.ظ  •   


lgno_img_20161201_110428.jpg
اومدم بگم زندم نگران نشین


آخرین ویرایش: یکشنبه 12 دی 1395 09:26 ب.ظ

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . یکشنبه 30 آبان 1395 10:46 ق.ظ  •   


http://photos01.wisgoon.com/media/pin/photos01/images/o/2015/12/1/12/1448961786209313.jpg

زندگی ه یس دیگه حست نیست.....


آخرین ویرایش: یکشنبه 30 آبان 1395 10:48 ق.ظ

شبتان خوش

نویسنده : ا ر یـــ ـــ . . . کــیـــر یــ ه ــا ر ا . . . جمعه 28 آبان 1395 09:12 ب.ظ  •   



http://photos01.wisgoon.com/media/pin/photos01/images/o/2016/5/1/23/1462127947047712.jpg

عشقایه من شبتان خوش
تا فردا سایونارا مینا چان


آخرین ویرایش: جمعه 28 آبان 1395 09:29 ب.ظ


تعداد کل صفحات ( 11 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...